به گزارش شهرآرانیوز، در سالهای اخیر، همزمان با گسترش تولیدات شبکه نمایش خانگی و رقابت فزاینده پلتفرمها برای جذب مخاطب، الگوی بازنمایی پوشش زنان در بخشی از این آثار دستخوش تغییرات معناداری شده است؛ تغییراتی که بهگفته برخی ناظران فرهنگی، فراتر از انتخابهای زیباییشناسانه صِرف بوده و به سطح «نشانهگذاری هنجاری» رسیده است.
بررسی مجموعهای از سریالهای پربیننده شبکه نمایش خانگی نشان میدهد که در مواردی، بهجای استفاده از پوششهای متعارف، آلترناتیوهایی مانند کلاههای لبهدار، کلاهگیس، هدبندهای پهن و بهویژه هودی با کلاه بر سر مورد استفاده قرار گرفتهاند. پوششهایی که در ظاهر، کارکرد پوشاندن مو را دارند، اما در فرم و دلالت فرهنگی، با الگوی عرفی فاصله دارند.
برای نمونه، در سریال «هزار و یک شب»، هودیهای کلاهدار به یکی از عناصر ثابت طراحی لباس برخی کاراکترهای زن قصه تبدیل شدهاند. این انتخاب نه بهصورت مقطعی، بلکه در طول روایت تکرار میشود و بهتدریج هویت بصری شخصیت را شکل میدهد. منتقدان این روند، معتقدند که تکرار چنین الگوهایی، مرز میان «استثناء نمایشی» و «قاعده پذیرفتهشده» را کمرنگ میکند.
رویکرد پیشگفته به سریالهای نمایش خانگی محدود نمانده و در برخی تولیدات سینمایی سال ۱۴۰۴ نیز قابل مشاهده است. در میان آثار حاضر در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، فیلمهایی، چون «حال خوب زن» و «دختر پری خانم» از طراحی لباسهایی بهره بردهاند که بهزعم برخی تحلیلگران، در مرز حداقلیِ رعایت و تغییر فرم عرفی پوشش حرکت میکند. استفاده از کلاه، شالهای بسیار عقبرفته یا پوششهای ترکیبی در کنار فضاسازیهای مدرن شهری، تصویری متفاوت از الگوی تثبیتشده پوشش ارائه میدهد.
هرچند طراحان لباس معمولاً چنین انتخابهایی را در چارچوب منطق شخصیتپردازی، اقتضائات لوکیشن یا واقعگرایی اجتماعی توضیح میدهند، اما منتقدان فرهنگی بر این باورند که تکرار این الگو در آثار متعدد، آن را از سطح «ضرورت دراماتیک» فراتر برده و به یک گرایش مسلط بدل ساخته است.
پژوهشهای حوزه مطالعات رسانه نشان میدهند که تکرار مستمر یک الگوی تصویری میتواند به عادیسازی آن در ذهن مخاطب بینجامد. در این چارچوب، برخی کارشناسان هشدار میدهند که نمایش مداوم آلترناتیوهای غیرمرسوم حجاب به مرور، حساسیت مخاطب نسبت به تفاوت میان «قاعده» و «جایگزین» را کاهش میدهد.
به تعبیر یکی از پژوهشگران حوزه فرهنگ و رسانه، «مسئله صرفاً یک کلاه یا هودی نیست؛ مسئله، فرایند تدریجی تغییر دلالتهاست. وقتی فرم جدید بارها در موقعیتهای مثبت، جذاب و قهرمانانه بازنمایی میشود، بهتدریج مشروعیتی نمادین پیدا میکند.»
شبکه نمایش خانگی بهدلیل ساختار تولید و نظارت متفاوت خود، از انعطاف بیشتری نسبت به تلویزیون برخوردار است. همین ویژگی، بهزعم تحلیلگران، شبکه نمایش خانگی را به عرصهای بدل ساخته که تغییرات فرهنگی ابتدا در آن آزموده میشود. در چنین بستری، طراحی لباس و استایل بازیگران، تنها یک انتخاب هنری نیست، بلکه حامل پیامهای فرهنگی نیز هست.
آنچه امروز در برخی سریالهای نمایش خانگی و فیلمهای سینمایی سال ۱۴۰۴ مشاهده میشود، شاید در نگاه نخست، پراکنده و موردی به نظر برسد، اما کنار هم قرار دادن نمونهها، از جمله در تولیدات شبکه نمایش خانگی و آثار جشنواره فجر امسال، از شکلگیری یک روند مشخص حکایت دارد؛ روندی که اگرچه بهنام تنوع استایل یا واقعگرایی اجتماعی معرفی میشود، اما در سطح کلان میتواند به بازتعریف تدریجی مرزهای عرفی پوشش بینجامد.
برخی فعالان حوزه سیاستگذاری فرهنگی معتقدند که لازم است شاخصهای ارزیابی محتوایی، فراتر از متن دیالوگ و خط داستان، به حوزه بازنمایی بصری نیز گسترش یابد. از منظر آنها، انسجام هنجاری در تصویر، بخشی از مسئولیت اجتماعی تولیدکنندگان آثار نمایشی به شمار میآید.
در نهایت، پرسش اصلی این است که آیا چنین تغییراتی، بازتاب تحولات اجتماعیاند یا خود، عاملی برای تسریع آنها به شمار میآیند؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند پژوهشهای میدانی و قوام گفتوگوهای جدی میان هنرمندان، منتقدان و سیاستگذاران فرهنگی است.
در تحلیل نهایی، آنچه مسلم است، قاب تصویر در عصر شبکههای نمایش خانگی، صرفاً روایتگر داستان نیست؛ بلکه سازنده الگوهای ذهنی نسل جدید نیز هست.
منبع: فارس